فناوری اطلاعات وارتباطات با تاکید کارا بر برنامه درسی
چکیده :
یکی از ویژگی های مهمی که پدیده فناوری اطلاعات و ارتباطات از آن برخوردار است ،این است که باعث میشود ارتباط انسان با انسان ، همچنین انسان با محیط تسهیل یافته و ارتقاء یابد . فناوری اطلاعات و ارتباطات به دلیل قدرت تحولپذیری و توانایی برقراری ارتباط پویا که میتواند با دانشآموزان داشته باشد ، از نقش مهمی در انتقال دانش برخوردار است . درباره تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات د ر حوزه تعلیم و تربیت دو دیدگاه وجود دارد . رویکرد اول که به رویکرد اصلاحگرا نام گرفته ، بر این باور است که اثر فناوریهای جدید ( اطلاعات و ارتباطات ) بر آموزش و پرورش تدریجی بوده و این پدیده باعث میشود که آموزش به شیوه سنتی ، تنها به گونهای کارآمدترانجام شود . به عبارت دیگر فناوری اطلاعات و ارتباطات باعث تسریع اصلاحات در آموزش و پرورش میشود . در کنار این رویکرد ، رویکرد تحولگرا مطرح است که معتقد به تحولزایی ICT در آموزش و پرورش میباشد و بر این باور است که فناوری اطلاعات و ارتباطات ، ابزارها و حتی خط مشیها و اهداف تعلیم و تربیت را به صورت اساسی تغییر داده و متحول میکند . این مقاله تلاش دارد با بیان نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعلیم و تربیت ، به بررسی تاثیر این پدیده بر روی برنامه درسی بپردازد . برنامه درسی را میتوان دستور کار آموزش دانست به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی فواید فراوانی به همراه دارد . از جمله این که امکان بهرهگیری از یک برنامه درسی تلفیقی را برای معلم و دانشآموزان فراهم میآورد . این نوع برنامه درسی ، بیش از آنکه بخواهددانش معینی را به دانشآموزان القا کند زمینهای را فراهم میکند که از طریق آن امکان شکوفایی قابلیت های فردی دانشآموزان و گسترش تجربههای فردی و مستقل آنها افزایش مییابد .در این رابطه به تاثیرات دیگری میتوان اشاره کرد که در مقاله به آنها پرداخته شده است .
مقدمه :
عصر حاضر که عصر تغییر از جامعه صنعتی به جامعه فراصنعتی یا جامعه اطلاعاتی لقب گرفته است ، طبیعی است که اطلاعات ، دانش و آگاهی به عنوان اساسیترین دارایی ها برای انسان ها و جوامع بشری به حساب آید. رشد و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) در جامعه امروز به حدی سرعت گرفته است که میزان توجه به آنرا به عنوان مهم ترین شاخص توسعهیافتگی برای کشورهای در حال توسعه در نظر گرفتهاند ، و معتقدند که عصر حاضر ، دنیای متفاوتی خواهد بود که راهبری آن را فناوری اطلاعات برعهده خواهد داشت .ویژگی مهمی که پدیده فناوری اطلاعات ازآن برخوردار است این است که باعث میشود ارتباط انسان با انسان و همچنین انسان با محیط تسهیل یافته و ارتقا یابد . فناوری اطلاعات به دلیل تحولپذیری و قدرت تاثیر فراوانی که در رشد آموزشی ، فرهنگی ، اقتصادی، امنیت ملی ، جهانی شدن و تعدیل مشکلات اطلاعرسانی سنتی دارد ، یکی از پویاترین و بحثانگیزترین رشتههای علم و فناوری محسوب میشود. البته این نکته رانیز نباید ازنظر دور داشت که فناوری اطلاعات به دلیل ویژگی های خاصی که از آنها برخوردار است ، همواره مورد سوءاستفادههایی نیز قرار گرفته است که این سوء استفادهها ، سوء تعبیرهایی را در زمینه بکارگیری از این پدیده موجب شده است . با این وجود باید به این مساله اعتراف کرد که فناوری اطلاعاتی دارای قابلیت های فراوانی به منظور انتقال دانش ، تسهیل ارتباطات و تعاملات و سرعت بخشیدن به روند رو به رشد توسعه دانش و اطلاعات میباشد که البته همه اینها در صورت بهرهگیری صحیح از این پدیده امکانپذیر است .
ماهیت فناوری اطلاعات و ارتباطات
فناوری اطلاعات ، واسطهای است که امکان بیان طیف گستردهای از اطلاعات ، اندیشهها ، مفاهیم ، و پیامها را فراهم میکند . این پدیده به دلیل برخورداری از ویژگیهای متفاوت ،دارای تعاریف گوناگونی است. فناوری اطلاعات به مجموعهای از ابزار و روشها اطلاق میشود که به نحوی اطلاعات را در اشکال مختلف جمعآوری ، ذخیره، بازیابی ، پردازش و توزیع میکند . فناوری اطلاعات در جهت گسترش توانمندی های اندیشه انسان تکوین یافته است.اصطلاح فناوری اطلاعات را میتوان از دودیدگاه مورد مشاهده قرار داد . از دیدگاه اول ، اصطلاح فناوری اطلاعات برای توصیف فنونی به کار میرود که ما را در ضبط ، ذخیرهسازی ، پردازش ، باز یابی ، انتقال و دریافت اطلاعات یاری میکند . از دیدگاه دوم، فناوری اطلاعات به مجموعهای از ابزارها و روشها گفته میشود که امکان تولید پردازش و عرضهی اطلاعات رابرای کاربر انسانی فراهم میآورد. هم چنین فناوری را میتوان به عنوان یک فعالیت هدفمند بشری دانست که برای طراحی و ساخت محصولات مختلف از آن بهره گرفته شده و نوع خاصی از دانش اطلاعاتی که فناوری برای حل مسأله علمی به صورتی علمی به کار میبرد ، فناوری اطلاعات گفته میشود . فناوری اطلاعات به دلیل تحولپذیری و قدرت تاثیر فراوانی که در رشد اقتصادی ، اجتماعی ، امنیت ملی ، جهانی شدن و تعدیل مشکلات اطلاع رسانی سنتی دارد ، یکی از پویاترین و بحثانگیزترین رشتههای علم و فناوری محسوب میشود . اهمیت این پدیده در حدی است که آن را « همانند محور و مرکز مجموعهای از فعالیتهای هدایت شده دانستهاند که کنترل مدیریت ، بهرهوری ، تولید ،آموزش و ارتقای یک سیستم را با یک مرکزیت از به عهده دارد.»(3 )تعریف کردهاند در جای دیگر و با افقی بالاتر در تعریف فناوری اطلاعات آورده شده است که : فناوری اطلاعات بیشتر یک استراتژی ،اندیشه ، فکر و ابزار در حوزه انسانها است که با نوآوری همراه میباشد . در کنار تعاریفی که این پدیده را با نگاهی مثبت نگریستهاند باید توجه شود که آن از محدودیت هایی نیز برخوردار است . قرار گرفتن ویژگی هایی همچون شمول مفاهیم عمومی ، پیچیدگی ، سرعت ، رشد ، مقیاسهای تعیینپذیری و در عین حال انعطافپذیری و … نشان دهنده برخی محدودیت های فناوری اطلاعات هستند که در بهرهگیری از آن نمیتوان این محدویتها را از نظر دور داشت .
فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعلیم و تربیت
فناوری اطلاعات و ارتباطات را میتوان به بارانی تشبیه کرد که اگر در جای مناسب ببارد میتوان باعث رویش و زنده شدن طبیعت شود ولی در صورتی که در جای نامناسب ببارد میتواند سبب جاری شدن سیل یا منشاء شکلگیری باتلاق شود . ورود این پدیده به حوزه تعلیم و تربیت نیز خالی از این دو نقش نیست . بنابراین لازم است به این نکته توجه شود که پیش از فراهم کردن امکان آمیختگی این دو مقوله باید زمینهسازی فرهنگی ـ علمی مناسب برای آن صورت گیرد . اگر اساس تعلیم وتربیت انتقال دانش و آگاهی است و دانش نیز چیزی جز اطلاعات شناخته شده نمیباشد ، پس لازم است برای انتقال اطلاعات به مهارت های مناسب برای این منظور توجه کرد . فناوری اطلاعات و ارتباطات در طی زمانی کوتاه ، توانسته است به یکی از اجزای اساسی تشکیلدهندة جوامع مدرن تبدیل شود به گونهای که در بسیاری از کشورها به موازات خواندن ، نوشتن و حساب کردن ، درک فناوری اطلاعات و ارتباطات و تسلط بر مهارت ها و مفاهیم پایه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان بخشی از هسته مرکزی آموزش و پرورش این جوامع مورد توجه قرار گرفته است . ( به نقل از دانیل معاون مدیر کل در امور آموزش و پرورش یونسکو ). در حوزه تعلیم و تربیت، فناوری های اطلاعات و ارتباطات مجموعه وسایل و ترکیبات به کارگیری کامپیوتر و برقراری ارتباط است که به اشکال مختلف معلمان، دانشآموزان، فرایند یادگیری و گستره بالایی از فعالیت های آموزشی را مورد حمایت قرار میدهند.
رويکردها :
به طور كلي درباره تاثير ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات در حوزه تعليم وتربيت دو ديدگاه وجود دارد. در اينباره ميتوان به گسترهاي از آراء اشاره كرد كه همه آنها به اين نكته قائلند كه:
1- اثر فناوريهاي جديد بر آموزش و پرورش، تدريجي است و اين اثر سبب ميشود كه آموزش به شيوه سنتي به گونهاي كارآمدتر انجام شود. بر اين اساس ICT باعث تسريع اطلاعات در آموزش و پرورش ميشود. ( رويكرد اصلاحگرا ) در كنار اين رويكرد، رويكرد ديگري وجود دارد كه معتقد به تحولزايي ICT در آموزش و پرورش بوده و بر اين باور است كه فناوريهاي جديد، ابزارها و حتي اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير داده و آنها را متحول ميكند ( رويكرد تحول گرا ).
2- از جمله كسانيكه ديدگاه اصلاحگرانه ICT را پذيرفتهاند، ميتوان به ماسون اشاره كرد. او تاريخ شكلگيري فناوري جديد را تاريخ يك انقلاب ناكام ميداند و ايده تحول بنيادي آموزش و پرورش بر اثر فناوريهاي جديد را رد ميكند. به عبارت ديگر او معتقد است كه فناوريهاي جديد فرايند تعليم وتربيت را تسريع ميكند و نه متحول. در مقابل راست در ديدگاه تحولگرانه خود ، معتقد است كه فناوري اطلاعات و ارتباطات بر مرزهاي ساختاري نظام آموزشي سنتي فائق آمده است. در اين رابطه بيگم و گرين5 نيز معتقدند كه ورود فناوري جديد به مدارس و محيطهاي آموزشي، صرفاً منجر به كارآمد كردن روش انتقال دانش نشده، بلكه موجب خلق زمينههاي جديد اجتماعي ( و اطلاعاتي ) براي يادگيري شده است. همچنين رزنيك به سه ديدگاه درباره اينترنت (بعنوان جزئي از فناوري اطلاعات و ارتباطات) اشاره ميكند:
1- به زعم او عدهاي اينترنت را به عنوان يك راه و روش جديدي براي آموزش ميدانند. (در اينجا با تأكيد بر رويكرد تحول گرايي ICI در آموزش و پرورش، اعتقاد بر اينست كه اينترنت، فرايند آموزش را متحول كرده و اهداف آموزشي و متناسب با آن روشهاي آموزش را تغيير ميدهد.) عدهاي ديگر اينترنت را بعنوان يك پايگاه اطلاعاتي وسيع ميدانند كه براي دانشآموزان فرصت كشف كردن را فراهم ميآورد. (اين ديدگاه با تأكيد بر دو رويكرد تحولگرانه و اصلاحگرانه ICI در آموزش و پرورش، اينترنت را ابزاري ميداند كه بوسيله آن دانشآموزان امكان خودآموزي و خودمحوري را به دست ميآورد و در نتيجه آن امكان كشف پديدههاي علمي، براي آنها فراهم ميشود. عدهاي نيز آنرا بعنوان يك رسانه جديد ميبينند كه فرصت جديد را براي دانشآموزان به منظور بحث و گفتگو، مشاركت و همكاري بر روي ساختها و موضوعات علمي فراهم ميآورد. (اين ديدگاه با تأكيد بر رويكرد اصلاح گرانه ICI در آموزش و پرورش، معتقد بر اين است كه اينترنت، سبب ميشود كه آموزش به همان شيوه سنتي ولي با ابزاري جديد كه فرصتهاي مناسبتري را براي دانشآموزان فراهم ميكند، انجام پذيرد.)
بنابر آنچه گفته شد، توجه به اين نكته حائز اهميت است كه در جهان امروز و با وضعيتي كه بر اثر حركت بسوي دهكده جهاني بوجود آمده است، ديگر رويههاي سنتي انتقال دانش از طريق متن، ورقه، تمرين و مانند آنها نميتواند توجه جواناني را كه در جهان اشباع شده از رسانهها بسر ميبرند را به خود معطوف كند. به نظر ضروري ميرسد كه عناصر اصلي نظامهاي آموزشي بويژه معلمان در معرض تحولات آموزشي متناسب با پيشرفتهاي جهان امروز قرار گيرند و آگاهي بيشتري از قابليت فناوريهاي جديد بيابند و به موازات آن راهبردهايي طرح شود كه به ورود فناوريهاي جديد به كلاسها و محيطهاي آموزشي، منجر به آموزش و يادگيري بهتر شود. و در عمل باعث شود كه نقش معلم به عنوان منبع قدرت كه اطلاعات در انحصار اوست از بين برود. و نقش او از ناشر اطلاعات به نقش تسهيلكننده فرايند كسب اطلاعات تغيير يابد .
به موازات تغييراتي كه در عناصر نظام آموزشي در نتيجه ورود فناوري اطلاعات به وجود ميآيد، تغييرات در سطح مدارس نيز قابل توجه است. در اين رابطه به هشت تغيير اساسي ميتوان اشاره كرد: :
1. تغيير در بصيرت افراد درون مدرسه : بصيرت به آرزوها و آرمانهاي افراد درون مدرسه و درون نظام آموزشي به عنوان يك كل اشاره دارد .با ورود فناوريهاي جديد به مدرسه، رسالتها شفافتر ميشود و مبناي روشنتري را براي تصميمگيري فراهم ميكنند. بيان واضح و روشن رسالتها به اعضاي جامعه يادگيري اين امكان را ميدهد تا آرمانهاي مدرسه را براي آينده و اقدام موزون و هماهنگ به طور مناسبتري تجسم نمايند.
2. تغيير در فلسفه يادگیري و پداگوژي: نحوه تعامل معلمان و دانشآموزان و نحوه ادارة مدرسه براي يادگيري، بخشي از فلسفه يادگيري و پداگوژي مدرسه است. با ورود فناوري اطلاعات و ارتباطات به محيط مدرسه، اين فلسفه دچار تغيير شده و محيطي كه در آن معلم به عنوان فراهمكننده اصلي محتواي آموزش شناخته ميشود ( فلسفه معلم محور ) به محيطي تبديل ميشود كه در آن معلم نقش تسهيلكننده فرايند كسب اطلاعات توسط دانشآموزان را بر عهده دارد ( فلسفه دانشآموز محور)
3. تغيير در تدوين طرحها و خط مشي ها : ورود فناوري اطلاعات به محيط مدرسه و تغييري كه در نتيجه آن در فلسفه آموزش و يادگيري در مدرسه بوجود ميآيد اين زمينه را فراهم ميكند كه خطمشيهاي آموزش نيز دچار تغيير شوند. با شكلگيري اين تغيير رويههاي دستيابي به اهداف كلي و جزئي نيز تغيير ميكنند.
4. تغيير در تسهيلات و منابع اطلاعات :
علاوه بر تغييرات ساختاري كه جهت آنها بسوي طراحي ارگونوميك ( امنيت و مهندسي محيط كار ) ميباشد ورود فناوريهاي جديد به مدرسه اين امكان را فراهم ميآورد كه دانشآموزان و معلمان بتوانند از اطلاعات روز جهان در سطحي وسيع آگاهي يابند. همچنين ابزارهاي جانبي مانند ميكروسكوپهاي ديجيتالي، نرمافزارهاي مختلف تحقيقاتي و غيره اين امكان را فراهم ميكند كه دانشآموزان ارتباط نزديكتري با محتواي آموزشي برقرار نمايند.
5. تغيير در توانائيهاي حرفهاي كاركنان مدرسه، بويژه معلمان : به موازات توسعه فناوريهاي اطلاعات در مدرسه، اين احساس نياز در كاركنان شكل ميگيرد كه توانائيهاي خود را بالا برده و به مهارتهاي اساسي در سطحي وسيع دست يابند.
6. تغيير در ميزان مشاركت جامعه : همانطور كه مشخص است فناوري اطلاعات اين امكان را فراهم ميكند كه تعامل ميان مدرسه با جامعه ( والدين، بنگاههاي علمي، صنعت، مؤسسات خصوصي، سازمانهاي اجتماعي، مذهبي و حرفهاي و همچنين ساير موسات آموزشي ) به طور چشمگيري افزايش يابد.
7. تغيير در شيوه ارزيابي : ارزيابي هم شامل ارزيابي از دانشآموزان و هم ارزشيابي كلي نظام آموزشي بعنوان دو جنبهاي كه كاملاً در هم تنيده هستند، ميباشد. ارزشيابي كلي نظام آموزشي از طريق بررسي حجم تعاملات ميان نظام آموزشي با ابعاد مختلف جامعه مانند صنعت، دانشگاه و … سنجيده ميشود. فناوري اطلاعات اين امكان را هم فراهم ميكند كه ارزيابي دانشآموزان بجاي شيوه قلم و كاغذ، روش تركيبي و تحولي باشد بگونهاي كه متناسب با ويژگيهاي هر دانشآموز تهيه گردد.
برنامهريز آموزشي براي ادغام فنآوري اطلاعات و ارتباطات در برنامهريزي درسي به سه نوع فعاليت ميپردازد :
1 – فعاليتهاي توسعهاي :
- با همكاران درون مدرسه درباره راهبردها و منابعي كه ICI را با فضاي كلاس درس هماهنگ ميكند، مشورت مينمايد.
- از منابع و اطلاعات الكترونيكي به منظور برنامهريزي جهت استفاده از ICI در كلاس درس كمك ميگيرد و در رابطه با آن به پژوهش ميپردازد.
- براي بهبود عملكرد معلمان در زمينه استفاده از استانداردهاي بكارگيري ICI در كلاس درس، بازخوردهائي را ايجاد ميكند.
- به منظور يكپارچه سازي (هماهنگ كردن) ICI با فعاليتهاي درون كلاس براي رسيدن به خورجيهاي علمي، برنامهريزي ميكند.
- از رويكردهاي متنوعي (همچون حرفهاي كردن همكاران) براي دسترسي به منابع ICI در سطح كلاس درس استفاده ميكند.
- اثربخشي استفاده از ICI در واحدهاي كار كلاسي را مورد ارزشيابي قرار ميدهد.
- با نگرشي مثبت، اجازه ميدهد كه دانشآموزان، اطلاعات مربوط به نيازهايشان را جستجو كنند. (از طريق منابع ICI) و از ICI به صورتهاي مختلف در واحدهاي كار كلاسي استفاده ميكند.
2 – فعاليتهاي نوآورانه :
- گفتگوهاي تخصصي را با همكارانش فراهم ميكند تا از طريق راهاندازي اينگونه بحثهاي مؤثر، گروه منسجمي را در مدرسه بوجود آورد.
- در كارگاههاي آموزشي مربوط به كاربردهاي ICI در برنامه درسي شركت فعال دارد.
- نيازها را شناسايي كرده و براساس آنها منابع شبكه اينترنت را تعيين ميكند و ميزان برخورداري آنها از واحدهاي كاركلاسي مناسب را ارزيابي ميكند.
-راهبردهاي مشاركت جويانه و متنوعي را براي ايجاد هماهنگي در بهرهگيري از ICI بكار ميبندد.
- دانشآموزان را به فعاليتهاي چالش انگيز شناختي در زمينه بكارگيري مداوم ICI مشغول ميكند.
3 – فعاليتهاي رهبري :
- كارگاههاي آموزشي مربوط به ICI كه در آنها موضوعاتي چون نيازهاي يادگيري، برنامهريزي درسي و مديريت كلاس درس هم رديف شدهاند را رهبري ميكند.
- معلمان را در زمينه فعاليتهاي تخصصي، هدايت ميكند.
- بعنوان يك دوست منتقد كه اقدام پژوهي را لازمه استفاده از ICI در مدرسه ميداند، عمل ميكند.
ویژگیهای برنامه درسی که با فناوری اطلاعات و ارتباطات آمیخته شده است :
پیش از آنکه به بررسی ویژگیهای برنامه درسی که با فناوری اطلاعات و ارتباطات آمیخته شده است پرداخته شود ، لازم به اشاره است که تحقق چنین برنامه ای بدون برنامه ریزی مناسب جهت توسعه مهارت و بالندگی معلمان امکان پذیر نیست . به عبارت دیگر ، پیش شرط بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی اینست که ابتدا معلمان از فنون بهره گیری از چنین پدیده ای آگاهی یابند . در صورتی که این بستر سازی انجام نگیرد یا بطور ناقص انجام شود ، نمی توان امید داشت که ورود فناوریهای جدید بتواند موجب تحول در برنامه درسی و بطور کامل فرآیند آموزش شود . بلکه ممکن است صدماتی همچون ایجاد فاصله هر چه بیشتر میان معلمان و دانش آموزان را سبب شود . در ادامه به ویژگیهای یک برنامه درسی که به خوبی در آن از فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده شده است ، اشاره می شود :
در ادامه به ويژگيهاي يك برنامه درسي كه بخوبي در آن از فناوري اطلاعات و ارتباطات استفاده شده است، اشاره ميشود :
1. امكان بهرهگيري از يك برنامه درسي تلفيقي را فراهم ميآورد :
منظور از برنامه درسي تلفيقي برنامهاي است كه به نحوي فرصت لازم براي يادگيري تلفيقي يا مطالعه تلفيقي توسط آن فراهم ميشود. در برنامه درسي تلفيقي ديوارهاي بلند و مستحكم ميان موضوعات و مواد درسي در رشتههاي مختلف كوتاهتر و منعطفتر ميگردد. اين نوع برنامه بيش از آنكه بخواهد دانش معيني را به دانشآموزان القا كند، به دنبال فراهم كردن زمينههاي لازم براي شكوفايي قابليتهاي فردي دانشآموزان و گسترش تجربههاي فردي و مستقل آنها ميباشد.
2. ميـزان اهميت و اعتبار محتواي برنامه درســي را افزايش ميدهد :
گسترش روزافزون دانش در عصري كه تحت عنوان " انفجار دانش " ناميده شده است و قابليت فناوريهاي جديد اطلاعات و ارتباطات در انتقال دانش سبب شده است كه در هر لحظه نظريههاي علمي جديدتري مطرح شود كه نسبت به دانش قبلي از اعتبار بيشتري برخوردارند. بنابراين بهرهگيري از علوم و دانش روز كه بواسطه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات صورت ميپذيرد، باعث ميشود كه محتواي برنامه درسي به گونهاي تنظيم شود كه از درجه اعتبار و اهميت بيشتري برخوردار باشد.
3. افـــزايش ميـــزان علاقمندي فـــراگيران را به همــــراه دارد :
برنامه درسي كه براساس نيازهاي واقعي فراگيران تعيين شده است به گونهاي وافر، علاقه آنها را جهت يادگيري بيشتر افزايش ميدهد. فناوريهاي جديد، اين ويژگي را دارند كه به دليل متنوع بودن و برخورداري از حجم بالاي اطلاعات، بتوانند نيازهاي گوناگون فراگيران را تحت پوشش قرار داده و باعث افزايش علاقمندي آنان به محتواي برنامه درسي گردند.
4. ارائه دانش با ساختاري مناسب :
بهرهگيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات در تنظيم برنامه درسي، اين امكان را فراهم ميكند كه بتوان اطلاعات، مفاهيم و اصول محتواي مورد يادگيري را به گونهاي در اختيار فراگيران قرار داد كه آنها اطلاعات علمي موضوع موردنظر خود را در حد مناسب در اختيار داشته باشند. به عبارت ديگر فناوريهاي جديد باعث ميشوند كه محتواي غني از دانش مورد يادگيري در برنامه درسي، در اختيار فراگيران قرار گيرد.
5. ميزان سودمندي بــرنامه درسی را افــزايش مـيدهد :
ميزان كارايي و كاربرد برنامه درسي در حقيقت، سودمندي آن برنامه را مشخص ميكند. برنامه درسي كه بتواند دانش و مهارتهاي بهروز و اساسي فراگيران را جهت كسب مشاغل آينده فراهم كند، يا آنان را در مهارتآموزي ياري كند، قطعاً از سودمندي بيشتري برخوردار است.
6. افزايش ميزان يادگيري فراگيران را به همراه دارد :
برنامه درسي كه متناسب با رشد ذهني، جسمي، رواني يا عاطفي فراگيران تنظيم شده باشد و در آن به تفاوتهاي فردي فراگيران توجه شده باشد، ميتواند موجب افزايش يادگيري فردي فراگيران شود . فناوريهاي جديد اين امكان را فراهم ميآورد كه بتوان بوسيله آنها، محتواي برنامه درسي را متناسب با ويژگيهاي فردي فراگيران تنظيم كرد. و از اين طريق باعث افزايش ميزان يادگيري آنها شد.
7. فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات، انعطافپذيري برنامه درسي را موجب ميشود :
محتواي برنامه درسي بايد به گونهاي باشد كه فراگيران بتوانند براساس مهارتهاي مورد علاقه خود، به تسهيل و كسب دانش بپردازند. محتواي برنامه درسي كه در آن انواعي از امكانات به گونهاي استفاده شود كه باعث افزايش انگيزه و توانايي فراگيران شود، بسيار مهم است. فناوريهاي جديد باعث ميشوند كه برنامه درسي از قدرت انعطافپذيري مناسب برخوردار بوده و بتواند انگيزه و توجه تمام فراگيران را جهت يادگيري محتواي مورد آموزش جلب نمايد.
فن آوري تدريس به عنوان بخشي از برنامه درسي :
فنآوري تدريس مكانيزم فرايندهاي آموزشي در موقعيتهاي كلاس درس، سطوح تدريس، تئوريهاي تدريس، عملكردهاي اصلي تدريس و تعيين روابط بين تئوريها و عملكردهاي تدريس را شامل ميشود. فناوري تدريس بعنوان يك مفهوم در چهار مؤلفه بخوبي طبقهبندي شده است. اين مؤلفهها عبارت از: نيروي انساني[منابع انساني]، روشها، مواد و رسانهها ميباشد. روش (متد)، دلالت بر استفاده از توصيههاي مفيدي همچون يادگيري برنامهريزي شده، تدريس گروهي، تدريس با موضوعات تخصصي، سيستم آموزش فردي (مبتني بر فرد) و ... دارد. مواد، شامل مواد آموزشي، كتابهاي درسي برنامهريزي شده، كتابهاي راهنما، مواد آموزشي متني كه محتواي منابع و مواد آموزشي را در معرض دسترسي يادگيرنده قرار ميدهد، ميشود. رسانهها نيز شامل رسانههاي شنيداري يا ديداري يا هر دوي آنها است، همچون راديو، كاستها، فيلمها، برنامههاي آموزشي تلويزيوني، كه همه بعنوان مكملهاي تدريس براي افزايش اثربخشي و ارتقاء بيشتر يادگيري محسوب ميشوند.
لازم به توجه است، هر جقدر روشها، مواد يا رسانهها وجود داشته باشند، آنها نيازمند نيروي انساني[منابع انساني] مناسب براي بكارگيري آنها در محيط يادگيري تدريس هستند. بنابراين چهار مؤلفه مورد نظر، تشكيل حلقههاي متوالي و كاملي را از وروديها يا وسايل تسهيل كننده (تدريس) در فناوري تدريس ميدهند. فناوري تدريس، بعنوان بخشي از فناوري برنامه درسي، ميتواند نقش مهمي در اثر بخشي آموزش ايفا كند. تحولات صورت گرفته در چند دهه اخير بويژه توسعه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات سبب شده است كه فناوري نوين تدريس از رويكردي متفاوت و توسعه يافته نسبت به فناوري سنتي تدريس برخوردار شود كه در ادامه به مقايسه آنها ميپردازيم.(اگروال 2008)
تفاوت فنآوري نوين تدريس ، فنآوري سنتـي تدريس
1- اساس آن بر روي اصول و اكتشافات علمي جديد است.
2- تأكيد بر توسعه قدرت تفكر انتقادي يادگيرنده دارد.
3- از تيم تدريس استفاده ميكند.
4- دلالت بر فعاليتهاي گروهي دارد.
5- از فنون آموزش متناسب با هر يك از يادگيرندگان استفاده ميكند.
6- اهداف تدريس به وضوح تعيين ميشود.
7- مواد تدريس به طور كامل فراهم شدهاند.
8- زمان مورد نياز براي مربي جهت بكارگيري مواد آموزشي بسيار مناسب با قابليتهاي دانشآموزان تعيين ميشود.
9- نقش معلم در تدريس بعنوان عامل اصلي ارائه درس نيست، اما براي مديريت محيط آموزشي، شناخت دانشآموزان به استفاده مستقيم از منابع در دسترس، نقش اصلي دارد.
10- مواد آموزشي بكارگرفته شده در كلاس درس شامل رسانههاي جديد و فنون اندازهگيري نوين است كه آنها بخوبي هماهنگ شدهاند.
11- اهداف آموزشي در معرض بازنگري و مرور مداوم هستند.
12- هدف از ارزشيابي دانشآموز كمك به دانشآموز از طريق فراهم كردن بازخوردهايي بر عملكرد، تشخيص نقاط قوت و ضعف و فراهم كردن اطلاعات براي تصميمگيريها است.
13- تدريس به صورت دانشآموز محور است.
14- محيط كلاس، آزاد وخودانگيز است .
نتیجهگیری :
همان طور که در تعاریف برنامه درسی اشاره شد ، برنامه درسی نقشهای است که فرصتهای مناسب یادگیری برای رسیدن به هدفهای کلی و جزئی مشخص ، برای گروهی از فراگیران فراهم میشود . هم چنین اشاره شد که برنامه درسی طرح کلان و کلی فعالیت آموزشی است که محتوای دوره ، انتظارات یا خواستههای فراگیران ( متناسب با نیازها ) ، روش تدریس محتوا ، روشهای تسهیل فرایند یادگیری ، نحوه ارزشیابی میزان یادگیری و حتی چهارچوب زمانی فعالیتهای آموزشی رامشخص میکند . برای آنکه برنامه درسی از قابلیت اثربخشی لازم برخوردار باشد ، عوامل مختلفی میبایست در کنار هم قرار گیرند ، پدیده فناوری اطلاعات و ارتباطات این توانایی رادارد که نه به عنوان یک ابزار بلکه به عنوان یک زمینهساز تحول و نوآوری در کار آموزش مطرح شود . در جهانی که به سوی دهکده جهانی حرکت میکند ، دیگر رویههای سنتی انتقال دانش هم چون متن ، ورقه ، تمرین و مانند آنها نمیتوانند توجه جوانانی را که در جهان اشباع شده از رسانهها به سر میبرند را به خود معطوف کنند. با این وصف، به نظر ضروری میرسد که تعلیم و تربیت و عناصر آن همچون برنامه درسی نیزمتناسب باتحولات پیرامونی دچار تحول شده و تغییر یابند . بهرهگیری از پدیده فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی دارای فواید فراوانی است . فناوری اطلاعات ، امکان بهرهگیری از یک برنامه درسی تلفیقی را در آموزش فراگیران فراهم مینماید . همچنین این پدیده میتواند دانش ساختارمندتری را در اختیار فراگیران قرار دهد . افزایش میزان اهمیت و اعتبار محتوای برنامه درسی از دیگر فواید بهرهگیری از فناوریهای جدید در تنظیم برنامه درسی است . انعطاف بخشی به محتوای برنامه درسی ، افزایش میزان علاقمندی فراگیران و افزایش سودمندی برنامه درسی ازدیگر فوایدی هستند که استفاده از فناوریهای جدید ،رسیدن به آنها را ممکن میسازد ، اما لازم به توجه است که این پدیده محدودیتها و معایبی را نیز میتواند به همراه داشته باشد . از جلمه اینکه بکارگیری فناوریهای اطلاعات در آموزش میتواند باعث ایجاد فاصله میان معلم و دانشآموز گردد و … برای آنکه نظام تعلیم وتربیت دچار چنین معایبی نگردد نیازمند بسترسازی علمی و فرهنگی مناسب جهت بهرهگیری هر چه بیشتر و بهتر فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش میباشد. بنابراین ضروری است به موازات اینکه محتوای برنامه درسی در جهت بهرهگیری بیشتر از فناوری اطلاعات و ارتباطات دچار تغییر میشود، فرایند بسترسازی علمی و فرهنگی آن نیز به اجرا گذاشته شود .
فهرست منابع :
1- ابراهیمی ، علی ، برنامه ریزی درسی (راهبردهای نوین ) تهران ، فکرنو ، 1377
2- انجمن اولیا و مربیان ، خانواده و پیامدهای فناوری اطلاعات ، تهران ، انتشارات انجمن اولیا و مربیان ، 1382
3- زرگر ، محمود ، اصول و مفاهیم فناوری اطلاعات ، تهران ، بهینه ، 1380
4- آرانی ، محمدرضا ، فرهنگ آموزش در ژاپن ، تهران ، روزنگار ، 1381
5- عطاران ، محمود ، جهانی شدن ، فناوری اطلاعات و تعلیم و تربیت ، تهران ،آفتاب مهر ، 1381
6- قورچیان ، نادرقلی ، فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش ، تهران ، فراشناختی اندیشه ، 1382
7- ونتلینگ ،تیم ، برنامه برای آموزش اثر بخش ، ترجمه محمد چناری ، تهران ، دانشگاه تربیت مدرس ، 1375
آروین توکلی دکترای علوم تربیتی گرایش طراحی آموزشی و برنامه ربزی درسی